KPI یا شاخص کلیدی عملکرد چیست؟

بدون دیدگاه

KPI یا شاخص کلیدی عملکرد از سر واژه های KEY PERFORMANCE INDICATOR ساخته شده است. در فرهنک آکسفورد، شاخص کلیدی عملکرد به صورت یک مقیاس قابل سنجش برای ارزیابی موفقیت یک فعالیت، سازمان یا شرکت است. در فرهنگ INVESTOPEDIA نیز آمده است. KPI ها مجموعه ای قابل سنجش از عملکرد یک شرکت در طول زمان هستند.

در واژه نامه MC MILAN گفته شده KPI روشی برای سنجش کارآمدی یک فعالیت یا یک شرکت و پیشرفت آن در جهت تحقق اهداف است. در محتوای قبلی، مدل اسمارت برای هدفگذاری گفته شد که نخستین مرحله برنامه ریزی در یک کمپین دیجیتال، بعد از تحقیقات بازارمی باشد. به موازات هدفگذاری، معمولا از کانسپت دیگری با عنوان شاخص های کلیدی عملکرد نیز نامبرده می شود که به اعتقاد من ارتباط ارگانیگی با هدفگذاری دارد. بدین معنی که پیش از هدفگذاری باید دید آنچه مورد نظر است، با چه ضابطه و معیاری باید سنجیده شود و شاخص آن چیست؟ به بیان دیگر از قبل از هدفگذاری باید بدانیم سنجه های ارزیابی موفقیت یا شکست چیست. قطعا” در فعالیتهای اجرایی، برای رسیدن به هدف (استراتژی) سعی خواهیم کرد عملیات اجرایی را به گونه انجام دهیم که هنگام مقایسه با آن معیارها، موفق باشیم. ضمنا” در انتخاب سنجه ها یا معیارها، علاوه بر رصد کردن رقبا و شناسایی قله ها و دره ها و سختی های عملکرد آنها، باید شاخص های متوسط صنعت را نیز مد نظر قرار دهیم.
با لحاظ کردن موارد فوق، نتجیه این می شود که هدفگذاری بدون توجه به KPI های متوسط صنعت یا KPI های رقبا نمیتواند به نتیجه مطلوب برسد.
به عنوان مثال اگر در یک کمپین دیجیتال قرار است به هدف افزایش 10 درصدی درجه آگاهی یا شناسایی مصرف کننده (AWARENESS) با صرف یک بودجه 1 میلیاردی  یا 10 میلیاردی در مدت 6 ماه نائل شویم، باید بدانیم رقبای نزدیک به ما از نظر قدرت رقابتی با صرف همین مبلغ و همین مدت، به چه درصدی از این شاخص رسیده اند؟ یا اینکه در صنعت PR دیجیتال یا تبلیغات دیجیتال، درصد آگاهی مصرف کننده با آن شرایط تقریبا” چه درصدی بوده است.

KPI به عنوان یک سنجه (متریک) به شما می گوید که چه کارهایی باید انجام دهید تا کارایی وب سایت شما به میزان چشمگیری افزایش پیدا کند. بسیاری از فعالان در صنعت دیجیتال تفاوت MEASURE به معنی اندازه را با عبارت “سنجه یا متریک” نمی دانند.
MEASURE عدد مطلقی است که از اندازه گیری به دست می آید ولی METRIC ، یک عدد یا درصد است که به صورت نرخ یا میانگین بیان می شود. معمولا مجموعه شاخص ها در ابزاری به نام KPI DASHBOARDو برای سرعت بخشیدن به فرآیند تصمیم گیری مدیران ارشد در هدفگذاری قرار می گیرد. بدین ترتیب 2 کانسپت هدفگذاری و معیار کلیدی عملکرد همواره می بایست با هم برنامه ریزی و تعقیب شوند. در غیر اینصورت اگر پس از تخصیص منابع یا اجرای استراتژی در تعقیب هدف معین با بودجه و زمان معین، نتایج به دست آمده را با سنجه های متعارف مقایسه کنیم، ممکن است نتیجه با آنچه در متوسط صنعت به دست آمده است، فرسنگ ها فاصله داشته باشد و اتلاف منابع شده باشد.

 

نمونه هایی از KPI ها در بخش فروش:
1 – درصد رشد فروش ماهیانه یا سالیانه
2 – میانگین حاشیه سود
3 – متوسط فروش به هر مشتری

نمونه هایی از KPI ها در عملکرد منابع انسانی در کسب و کارهای دیجیتال:
1 – نرخ غیبت کارکنان
2 – متوسط طول زمان خدمت کارکنان یا حضور مفید در فضای وب
3 – نرخ ترک شغل کارکنان

نمونه های از KPI در امور مالی:
1 – درصد رشد درآمد وب سایت
2 – درصد سود خالص حصل از فروش در اینستاگرام

نمونه هایی از  KPIها در تبلیغات:
1 – درصد ایجاد آگاهی در مخاطبان احتمالی
2 – درصد تبدیل سرنخ (LEED) به مشتری واقعی

نمونه هایی از KPI ایمیل مارکتینگ:
1 – نرخ بار شدن ایمیل یا OPEN RATE
2 – نرخ کلیک یا CLICK THROUGH RATE
3 – نرخ پرش یا BOUNCE RATE

همچنین می توان برای تمامی کانال ها و فضاهای کسب و کار دیجیتال، سنجه های دیگری را نیز بسته به هدف و نوع کسب و کار دیجیتال، تعریف نمود.

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.